ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
649
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
حضرت خلافت داشت ، به شراكت احسان خان و جمعى از قادراندازان جانبازان بختيارى با خواجه عباس خان سركردهء ايشان به محافظت آن قلعه برگماشت . احسان خان حرامزاده ، نمك خوان احسان آن دودمان رفيع الشأن را فراموش كرد و به پيغامات نرم نرم ، ينارال پسقاويچ را به محاصرهء قلعهء عبّاس آباد آورد . شاهنشاه اسلام پناه ، نوّاب ركن الدوله على نقى ميرزا را با پنج هزار سوار جرّار و پنج هزار پيادهء آتشبار روانهء محال چورس فرمود و نوّاب نايب السلطنه العليّه را به جهت اعلام فرمايشات به ركاب سنيّه احضار نمود . رايات ظفر آيات از چمن قبلهء شقّهگشا و خارج بلدهء خوى ، مضرب خيام فيروزىلوا گرديد و در همان روز ، نوّاب وليعهد زمان با معدودى از خاصان به شرف عتبه بوسى رسيد . چهار روز در اردوى همايون توقّف كرد و پس از اطلاع از مكنونات خاطر اعلى مجدّدا روى به محال چورس آورد . جناب آصف الدولة العليّه اللّهيار خان ، وزير اعظم با مساوى پنج هزار سواره و پيادهء ركابى در ركاب وليعهدى حسب الامر روان [ شد ] و ولد ارجمندش محمّد حسن خان سالار با دو نبيرهء شاهنشاه تاجدار از جانب پدر عالى مقدار ، نايب ديوان و كار شد و خبر شدّت روسيه در محاصره قلعه عباس آباد گوشزد حضرت وليعهد نامدار آمد . نوّاب نايب السلطنه و حضرت ركن الدوله و جناب آصف الحضرة با معادل شش هزار سوار جرّار و ده عراده « 1 » توپ آتشبار از محال چورس به عزم مجادله با روسيهء غدّار حركت نمودند و از طرفى حسن خان سارواصلان را نيز با فوجى از سواران گردانگيز پاى جلادت برگشودند . منظور اينكه موكب حضرت وليعهد نامدار در گوشه [ اى ] كمين كرده ، حسن خان - على رؤوس الأشهاد - سواران معدود خود را به جولان آورده باشد تا سردار روسيه ، مجادله با آن قوم قليل را غنيمت شمارد و دست از تسخير قلعهء عباس آباد بردارد ؛ در هنگام عبور روسيه از آب ارس ، از كمين كين برآيند و دست جلادت به استيصال آن قوم بىدين برگشايند . تدبير درست بود ، ولى تقدير كار خود را نمود . يك نفر از ارامنهء ايروان كه در اردوى سارواصلان بود ، شب هنگام بر اسبى از اصطبل او سوار گشته به جهت اعلام خبر ، روى به اردوى پسقاويچ
--> ( 1 ) . مجلس : « دو عرّاده »